الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

442

الغدير ( فارسى )

- در خواب ناز غنودى ، در حالى كه ديدهء حوادث بيدار و نيش مرگ در كمين است . - چگونه عمر پايدار ماند ، در حالى كه اين گنجينه هرچه باشد ، با خرج بىحسابت بر باد است . المهذب ، عبد اللّه بن اسعد موصلى ، ساكن حمص ، از موصل به عزم زيارت صالح آمد و با قصيده‌اى به قافيه كاف او را ثنا گفته بود كه با اين ابيات آغاز مىشود : - اين نه كافى است كه در تلافى مافات جانم تلف شد ؟ عيبم نباشد ، جز اينكه بسيارت دوست دارم . - از چه خشم گرفتى كه بدگويان به تسلاى خاطرم آيند ؟ با آنكه دانى تسلا نپذيرم . - وصلت حرامم باد اگرت راست گفته باشند و نه از عطاى ابن رزيك شفاى تشنگى نصيبم باد . اين قصيده بسيار ممتاز است . « 1 » 3 - مقريزى گويد : ملك صالح در ميان جماعتى از بينوايان به زيارت مشهد امام على بن ابى طالب رفت و در آن هنگام توليت با سرور سادات ، ابن معصوم « 2 » بود . در خواب به خدمت امام رسيد و امام به دو فرمود : در اين شب حاضر ، چهل تن از بينوايان به زيارت آمده‌اند ؛ در ميان آنان مردى است كه طلايع بن رزيك نام دارد و از بزرگان دوستان ماست ، به دو بگو : برو كه والى مصرت ساختيم . صبح آن شب ، جارچى ابن معصوم ندا داد : در ميان شما كدام يك طلايع بن رزيك است ؟ به‌پا خيزد و به ملاقات ابن معصوم شتابد . طلايع به خدمت سيّد ابن معصوم رسيد و سلام گفت و سيد ماجراى رؤيا را براى او شرح داده ابلاغ رسالت كرد ، آنگاه طلايع روانهء مصر شد و كارش بالا گرفت . « 3 » موقعى كه نصر بن عباس ، اسماعيل ظافر ، خليفهء فاطمى را كشت ، پردگيان حرم به

--> ( 1 ) . وفيات الاعيان : 1 / 259 . ( 2 ) . ابن شدقم در تحفة الازهار گويد : ابو الحسن بن معصوم بن احمد ابى الطيب ، سيدى شريف ، جليل ، عظيم الشأن و رفيع مقدار بود و در مشهد غروى مىزيست . صاحب جاه ، باحشمت و عزت و احترام ، و سنگين و باوقار بود . ابن معصوم ، جد خاندان بزرگوار خرسان است كه در نجف معروفند . ( 3 ) . خطط مقريزى : 4 / 73 - 81 .